نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

829. سستی خرد

فی ذم أهل الصرة بعد وقعة الجمل -: أرضکم قریبة من الماء، بعیدة من السماء. خفت عقولکم، و سفهت حلومکم، فانتم غرض لنابل، و أکلة لاکل، و فریستة لصائل
در نکوهش بصریان بعد از جنگ جمل فرمود: سرزمین شما به آب دریا نزدیک و، آسمان دور است، مردمانی سبک سر و سست خردید؛ از این رو، آماج هر تیرانداز و لقمه هر خورنده و طعمه هر درنده ای قرار بگیرید. (824)

830. اسیر هوسرانی

کم من عقل أسیر تحت هوی أمیر
چه بسیار خردی که اسیر هوسرانی امیری است. (825)

831. کم خردترین مردم

أیتها النفوس المختلفة! و القلوب المتشتتة! الشاهدة أبدانهم، و الغائبة عنهم عقولهم، أنتم تنفرون عنه نفور المعزی من و عوعة الاسد!
ای جان های گونه گون و دل های پراکنده! همانان که پیکرهایشان حاضر و پیداست و خردهایشان از آنان غایب است! شما را با مهر و محبت به سوی حق می برم؛ اما شما از آن می رمید؛ همچون رمیده بره از نعره شیر. (826)