نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

826. دل احمق در زبانش است!

قلب الاحمق فی فیه، و لسان العاقل فی قلبه
دل احمق در دهان اوست و زبان خردمند در دل اوست. (821)

827. مردم بی خرد

الناس منقوصون مدخولون ألا من عصم الله: سائلهم متعنت، و مجیبهم متکلف، یکاد أفضلهم رایا یرده عن فضل رأیه الرضا و السخط .
مردم کوته اندیش و کم خردند مگر آن کس که خداوند مصونش بدارد، پرسش کننده شان آزار دهنده است و پاسخ دهنده شان از علم بی بهر اگر در میانشان صاحب رأی و اندیشه ای هم باش، خشم و خشنودی (و حب و بغضش) او را از اظهار رأی درست باز می دارد. (822)

828. مزاح و کاستی عقل

ما مزح امرو مزحة الا مج من عقله مجة
هیچ کس مزاحی نکرد، مگر این که اندکی از عقل او کاسته شد. (823)