نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

795. طلب عافیت

نحمده علی ما کان، و نستعینه من أمرنا علی ما یکون، و نساله المعافاة فی الادیان، کما نساله المعافاة فی الابدان
خدا را برای آن چه عطا فرموده ستایش می کنیم و در کارهای خود از او یاری می جوییم و عافیت و سلامت در دین و عقیده را زا او می طلبیم، همچنان که سلامت بدن ها را از او خواستاریم. (790)

796. نعمت وبلای حقیقی

ما خیر بخیر بعده النار، و ما شر بشر بعده الجنة، و کل نعیم دون الجنة فهو محقور، و کل بلاء دون النار عافیة
خیری که در پی آن آتش بود خیر نتوان شمرد و شری که در پس آن بهشت باشد شر نیست. هر نعمتی جز بهشت ناچیز است و هر بلایی جز آتش عافیت. (791)

797. دو نعمت زایل

لا ینبغی للعبد أن یثق بخصلتین: العافیه، و الغنی، بینا تراه معافی، اذ سقم، و بینا تراه غنیا، اذ افتقر
بنده را نسزد که به دو چیز اعتماد کند: عافیت و توانگری، زیرا در حالی که او را سالم می بینی ناگهان بیمار می شود و در حالی که توانگرش می بینی ناگهان به فقر دچار می گردد. (792)