نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

787. هدر دادن عمر

أین الذین عمروا فنعموا، و علموا ففهموا، أنظروا فلهوا، و سلموا فنسوا! أمهوا طویلا، و منحوا جمیلا!؟
کجایند کسانی که خداوند عمرشان داد و درناز و نعمت زیستند و علم آموخته شدند و فهم و دانایی یافتند و مهلت داده شدند و بهغفلت گذارندند و سلامتی داده شدند و فراموش کردن! مهلت زیادی به آنها داده شد و احسان و نیکویی دیدند؟(782)

788. عمر هر چیز

أن لکل شی ء مدة و أجلا
هر چیزی را مدتی است و پایانی. (783)

789. حجت عمر

فیالها حسرة علی کل ذی غفلة أن یکون عمره علیه حجة، و أن تودیه أیامه ألی الشقوة!
دریغا بر غافلی که عمرش بر او حجت باشد و دوران زندگانی اش اورا به سوی بدبختی براند. (784)