نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

777. شنیدن زنگ خطر

رحم الله امرأ سمع حکما فوعی، ودعی ألی رشاد فدنا، و أخذ بحجزة هاد فنجا
رحمت خدا بر آن کس که حکمی را شنید و آن را حفظ و رعایت کرد و به راه راست فراخوانده شد و به آن نزدیک گشت و کمربند راهنما را گرفت و نجات یافت. (772)

778. بزرگ ترین توانگری

الغنی الاکبر الیاس عما فی أیدی الناس
بزرگ ترین توانگری، چشم نداشتن به دستم مردم است. (773)

779. مرگ بهتر از ذلت

المنیة و لا الدنیة! و التقلل و لا التوسل
مرگ آری، ذلت و پستی هرگز، کم خواهی آری، دست سوی این و آن دراز کردن هرگز! (774)