نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

740. ناتوان در مقابل دشمن

والله أن امرا یکمن عدوه من نفسه یعرقی لحمه، و یهشم عظمه، و یفری جلده، لغظیم عجزه، ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره
به خدا سوگند، کسی که به دشمن آن فرصت راب دهد که گوشتش را از استخوان جدا کند، استخوانش را بشکند، پوستش را بیرون آورد، در عاجز بودن به انتها رسیده است و هیکلش ضعیف و بی ارزش است. (735)

741. سزاوار نام دشمن

من لم یبالک فهو عدوک.
کسی که به تو بی اعتنایی می کند، دشمن توست. (چون امر تو را اجرا نکرده است) (736)

742. نباید خود را از دشمن ایمن پنداشت

من نام لم ینم عنه.
اگر کسی بخوابد، دشمنش نمی خوابد. (737)