نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

739. دوستی افراطی

سیهلک فی صنفان: محب مفرط یذهب به الحب الی غیر الحق، و مبغض مفرط یذهب به البغض ألی غیر الحق، و خیر الناس فی حالا النمط الاوسط فالزموه
به زودی درباره من دو گروه هلاک می شوند: دوست افراط گر که محبت من او را به سوی غیر حق باطل می کشاند و دشمن تفریط گر که عدوت با من، او را هم به سوی غیر حق باطل می کشاند و بهترین مردم از نظر تشخیص و وضع روحی درباره من، صنف متوسط و معتدل است که افراط و تفریط نمی کند. (734)

740. ناتوان در مقابل دشمن

والله أن امرا یکمن عدوه من نفسه یعرقی لحمه، و یهشم عظمه، و یفری جلده، لغظیم عجزه، ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره
به خدا سوگند، کسی که به دشمن آن فرصت راب دهد که گوشتش را از استخوان جدا کند، استخوانش را بشکند، پوستش را بیرون آورد، در عاجز بودن به انتها رسیده است و هیکلش ضعیف و بی ارزش است. (735)

741. سزاوار نام دشمن

من لم یبالک فهو عدوک.
کسی که به تو بی اعتنایی می کند، دشمن توست. (چون امر تو را اجرا نکرده است) (736)