نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

738. دوستان و دشمنان علی (ع)

لو ضربت خیشوم المؤمن بسیقی هذا علی أن یبغضنی؛ و لو صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی أن یحبنی ما أحبنی؛ و ذلک أنه قضی فانقضی علی لسان النبی الامی صلی الله علیه و آله؛ أنه قال: یا علی! لا یبغضک مؤمن و لا یحبک منافق
اگر با این شمشیرم به بینی شخص با ایمان بزنم که مرا دشمن بدارد، ندارد و اگر همه دنیا را به کیسه منافق بریزم که به من محبت بورزد هرگز نورزد، این برای آن است که قضا بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری گشته است که فرموده: ای علی! هیچ مؤمنی عداوت به تو نورزد و هیچ منافقی به تو محبت نکند. (733)

739. دوستی افراطی

سیهلک فی صنفان: محب مفرط یذهب به الحب الی غیر الحق، و مبغض مفرط یذهب به البغض ألی غیر الحق، و خیر الناس فی حالا النمط الاوسط فالزموه
به زودی درباره من دو گروه هلاک می شوند: دوست افراط گر که محبت من او را به سوی غیر حق باطل می کشاند و دشمن تفریط گر که عدوت با من، او را هم به سوی غیر حق باطل می کشاند و بهترین مردم از نظر تشخیص و وضع روحی درباره من، صنف متوسط و معتدل است که افراط و تفریط نمی کند. (734)

740. ناتوان در مقابل دشمن

والله أن امرا یکمن عدوه من نفسه یعرقی لحمه، و یهشم عظمه، و یفری جلده، لغظیم عجزه، ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره
به خدا سوگند، کسی که به دشمن آن فرصت راب دهد که گوشتش را از استخوان جدا کند، استخوانش را بشکند، پوستش را بیرون آورد، در عاجز بودن به انتها رسیده است و هیکلش ضعیف و بی ارزش است. (735)