نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

732. دوست واقعی

لا یکون الصدیق صدیقا حتی یحفظ أخاه فی ثلاث: فی نکبته: و غیبته و وفاته
دوست هنگامی به حقیقت دوست است که دوستی برادر خویش را در سه حال نگاه دارد، در حال نکبت و در حال زمان غیبت، و پس از رحلت. (727)

733. دشمن خدا

أن أبغض الخلائق الی الله رجلان: رجل و کله الله ألی نفسه، فهو جائر عن قصد السبیل، مشغوف بکلام بدعة، و دعاء ضلالة، فهو فتنه لمن افتتن به، ضال عن هدی من کان قبله، مضل لمن اقتدی به فی حیاته و بعد وفاته، حمال خطایا غیره رهن بخطیئته
همان خداوند دو کس را بیشتر از هر کس دیگر دشمن می دارد: نخست مردی که خدا او را به خودش واگذار کرد0 که به دنبال هوای نفس رود و گرد دین نگردد پس چنین کسی از راه راست منحرف و دلباخته سخنان بدعت آمیز و شیفته دعوت به گمراهی است، پی او برای کسانی که گول سخنان وی را بخورند موجب فتنه است و خود از راه راست آنان که قبل از او بوده اند به سوی گمراهی می کشاند، خطاها و گناهان دیگران را به گردن گرفته و خود در گرو خطاهای خویشتن می باشد. (728)

734. خداوند دوست خود را وا نمی گذارد!

لا تجعلن أکثر شغلک بأهلک و ولدک فان یکن أهلک و ولدک ألیاء الله، فأن الله لا یضیع أولیاءه، و أن یکونوا أعداء لله فما همک و شغلک بأعداء الله؟!
اکثر اشتغالت را بر خانواده و فرزندت مگذار، زیرا اگر خانوده ات دوستان خدا باشند، خداوند هرگز دوستان خود را ضایع نمی سازد و اگر دشمنان خدا باشند، چرا باید به دشمنان خدا اهمیت بدهی و خود را به آنان مشغول بسازی. (729)