نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

704. هدایت دشمنان

قال فی القتال بصفین)... و أما قولکم شکا فی أهل الشام! فو الله ما دفعت الحرب یوما الاو انا اطمع ان تلحق بی طائفه فتهتدی بی ت و تعشو ألی ضوئی، و ذلک أحب ألی من أن أقتلها علی ضلالها، و أن کانت تبوء باثامها
امام علیه السلام در جنگ صفین فرمود... امام این که گفتی: در مبارزه با شامیان در تردیدم به خدا سوگند، یک روز جنگ را به تأخیر نیانداختم، جز به امید این که عده ای از آنها به جمعیت ما ملحق و به وسیله من هدایت گردند و از نور من بهره مند شوند و این کار برای من بهتر است از کشتن آنان در حال گمراهی، گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار شوند. (699)

705. سپری نگهدارنده!

أیها الناس! أن الوفاء توأم الصدق، و لا أعلم جنة أوقی منه
ای مردم! همانا درستی وفاداری تؤأم با صدق و راستگویی است و من سپری نگهدارنده تر از راستی سراغ ندارم. (700)

706. صلح مایه آرامش

لا تدفعن صلحاً دعالک ألیه عدوک و لله فیه رضا، فان فی الصلح دعة لجنودک و راحة من همومک، و أمنا لبلادک، و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحد، فان العدو ربما قارب لیتغفل فخد باالحزم، و اتهم فی ذلک حسن الظن
ای مالک! هرگز آشتی و صلحی که دشمن به تو پیشنهاد می کند و رضای خدا در آن است را رد مکن زیرا صلح مایه آسایش لشکر و آرامشی برای تو از غم ها و امنیت برای مملکت است؛ ولی زنهار! زنهار! هر چه می توانی پس از پذیرش صلح از دشمنت بر حذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد، پس دوراندیش را به کار گیر و در این مورد خوش بینی را متهم نما! (701)