نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

703. پند و اندرز برادر

و امحض أخاک النصیحة، حسنة کانت أو قبیحة"
در پندی که به برادرت می دهی، زیبا باشد آن پند یا زشت، صمیمی باش. (698)

704. هدایت دشمنان

قال فی القتال بصفین)... و أما قولکم شکا فی أهل الشام! فو الله ما دفعت الحرب یوما الاو انا اطمع ان تلحق بی طائفه فتهتدی بی ت و تعشو ألی ضوئی، و ذلک أحب ألی من أن أقتلها علی ضلالها، و أن کانت تبوء باثامها
امام علیه السلام در جنگ صفین فرمود... امام این که گفتی: در مبارزه با شامیان در تردیدم به خدا سوگند، یک روز جنگ را به تأخیر نیانداختم، جز به امید این که عده ای از آنها به جمعیت ما ملحق و به وسیله من هدایت گردند و از نور من بهره مند شوند و این کار برای من بهتر است از کشتن آنان در حال گمراهی، گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار شوند. (699)

705. سپری نگهدارنده!

أیها الناس! أن الوفاء توأم الصدق، و لا أعلم جنة أوقی منه
ای مردم! همانا درستی وفاداری تؤأم با صدق و راستگویی است و من سپری نگهدارنده تر از راستی سراغ ندارم. (700)