نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

692. بالاترین مرتبه نهی از منکر

أیها المؤمنون! أنه من رای عدوانا یعمل به و منکرا یدعی الیه، فأنکره بقلبه فقد سلم و بری؛ و من أنکر بلسانه فقد أجر، و هو أفضل من صاحبه؛ و من أنکره بالسیف لتکون کلمة الله هی العلیا و کلمة الظالمین هی السفلی، فذلک الذی أصاب سبیل الهدی، و قام علی الطریق و نور فی قلبه الیقین
ای مؤمنان! هر کس تجاوز را از سوی کسی دید، یا دعوت به زشتکاری و خلافی را مشاهده کرد و در دل خویش به آن اعتراض نمود، به سلامت رهد و وظیفه اش را انجام داده باش و هر که با زبانش به آن اعتراض کند، پاداش بیند و از آن اولی برتر است و هر کس با شمشیر به مبارزه با آن برخیزد تا کلمه حق رو آید و کلمه ستمگران و باطل پست گردد، هموست که به راه راست رسیده و بر طریق حق شتافته و نور یقین را در دل خویش روشن کرده است.(687)

693. اول خود، سپس دیگری

و انهوا عن المنکر و تناهوا عنه، فانما أمرتم بالنهی بعد التناهی!
از زشتکاری نهی کنید و خود از انجام آن باز ایستید؛ زیرا که شما فرمان دارید ابتدا خود از کار زشت باز ایستید و سپس دیگران را نهی کنید. (688)

694. علت وجوب نهی از منکر

ظهر الفساد، فلا منکر مغیر، و لا زاجر مزد جر
فساد ظاهر شد، نه کسی باقی مانده که کار زشت را دگرگون کند و نه کسی که از نافرمانی و معصیت باز دارد. (689)