نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

690. بدتر از بد و خوب تر از خوب!

أنه لیس شی ء بشر من الشر الا عقابه، ولیس شی ء بخیر من الخیر الا ثوابه
بدتر از بد، کیفر آن است و خوب تر از خوب، پاداش آن. (685)

691. نهی از کمک به نااهل

لیس لواضع المعروف فی غیر حقه، و عند غیر أهله من الحظ فیما أتی ألا محمدة اللئام و ثناء الاشرار، و مقاله الجهال، مادام منعماً علیهم ما أجود یده! و هو عن ذات الله بخیل!
برای کسانی که بی جا و به افراد نامستحق و نااهل نیکی می کنند، از این نیکی بهره ای نباشد، مگر ستایش فرومایگان و مدح نابکاران و سخن نادانان که تا وقتی به آن ها احسان و نیکی کند گویند: چه دست بخشنده ای دارد! حال آن که در جایی که به خدا مربوط می شود و در راه او باید کمک کند، بخل می ورزد. (686)

692. بالاترین مرتبه نهی از منکر

أیها المؤمنون! أنه من رای عدوانا یعمل به و منکرا یدعی الیه، فأنکره بقلبه فقد سلم و بری؛ و من أنکر بلسانه فقد أجر، و هو أفضل من صاحبه؛ و من أنکره بالسیف لتکون کلمة الله هی العلیا و کلمة الظالمین هی السفلی، فذلک الذی أصاب سبیل الهدی، و قام علی الطریق و نور فی قلبه الیقین
ای مؤمنان! هر کس تجاوز را از سوی کسی دید، یا دعوت به زشتکاری و خلافی را مشاهده کرد و در دل خویش به آن اعتراض نمود، به سلامت رهد و وظیفه اش را انجام داده باش و هر که با زبانش به آن اعتراض کند، پاداش بیند و از آن اولی برتر است و هر کس با شمشیر به مبارزه با آن برخیزد تا کلمه حق رو آید و کلمه ستمگران و باطل پست گردد، هموست که به راه راست رسیده و بر طریق حق شتافته و نور یقین را در دل خویش روشن کرده است.(687)