نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

621. حکم غنیمت

و من کلام له علیه السلام قاله لعبدالله بن زمعة لما طلب منه مالا فی خلافته: أن هذا المال لیس لی و لا لک، و أنما هو فی ء للمسلمین، و جلب أسیافهم فأن شرکتهم فی حربهم، کان لک مثل حظهم، و ألا فجناة أیدیهم لا تکون لغیر أفواههم
کلامی است از امیرالمؤمنین علیه السلام که با این کلام با عبدالله بن زمعه که در هنگام خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام بر آن حضرت وارد شد، در حالی که مالی از وی طلب می کرد. امیر فرمود: همانا این مال نه به من تعلق دارد نه به تو، و جز این نیست که آن مال غنیمت و خراج مسلمانان است و مالی است که شمشیرهای مسلمین آن را به دست آورده است، پس اگر تو در جنگ هایی که ایشان کرده اند شرکت داشته ای، تو هم مانند آنان، سهم و نصیبی داری و اگر چنین نیست، پس آنچه با دست های ایشان چیده شد0 (مقصود به دست آوردن غنایم است) جز برای خودشان مناسب نیست. (616)

622. زکات بدن

لکل شی ء رکاة، و زکاة البدن الصیام
برای هر چیزی، زکاتی است و زکات بدن، روزه گرفتن است. (617)

بخش چهارم: حج