نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

600. از خدا بترسید!

اتقوا الله عباد الله! تقیة ذی لب شغل التفکر قلبه، و أنصب الخوف بدنه، و أسهر التهجد غرار نومه
ای بندگان خدا! از خدا بترسید، مانند ترسیدن خردمندی که اندیشه (قیامت) او را به خود مشغول کرده و ترس از عذاب الهی جسمش را رنجور ساخته، و شب زنده داری (برای عبادت و نماز شب خواب اندکش را ربوده است. (595)

601. اوصاف شب زنده داران

طوبی لنفس أدت ألی ربها فرضها، و عرکت بجنبها بؤسها، و هجرت فی اللیل غمضها، حتی أذا غلب الکری علیها افترشت أرضها، و توسدت کفها، فی معشر أسهر عیونهم خوف معادهم، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم، و همهمت بذکر ربهم شفاههم، و تقشعت بطول استغفار هم ذنوبهم، (أولئک حزب الله، ألا أن حزب الله هم المفلحون)
خوشا به حال کسی که وظیفه خویش را نسبت به پروردگارش ادا کند و مشکلات زندگی را تحمل کرده و ناملایمات را بر خود آسان گیرد و خواب را از دیدگان بشوید و اگر خواب بر او غلبه کرد، زمین را بستر خویش سازد و دستش را بالش. آنان که خوف قیامت چشمانشان را بیدار نگاه داشت و پهلوهایشان را از خوابگاه دور ساخته و همواره لب هایشان را بیدار نگاه داشت و پهلوهایشان را از خوابگاه دور ساخته و همواره لب هایشان به ذکر پروردگار در حرکت است و گناهانشان از بسیاری استغفار زدوده شده است: آنان حزب و گروه خدا هستند، بدانید که گروه خدا رستگاران اند.) (596)

602. چه نیکوست خواب زیرکان!

کم من قائم لیس له من قیامه ألا السهر و العناء جبذا نوم الاکیاس بسا نماز شب خوانی که از ایستادن و نمازگزاردنش جز بیداری و رنج نیست، چه نیکو است خواب زیرکان و عالمان دین! (597)