نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

571. دوری از آتش اخروی

اعلموا أنه لیس لهذا الجلد الرقیق صبر علی النار، فارحموا نفوسکم فأنکم قد جربتموها فی مصائب الدنیا، أفرأیتم جزع أحدکم من الشوکة تصیبه، و العثرة تدمیه، و الرمضاء تحرقه؟ فکیف أذا کان بین طابقین من نار، ضجیع حجر، و قرین شیطان؟
بدانید که این پوست نازک را یارای آتش نیست، پس به خود رحم کنید! شما در مصیبت ها و گرفتاری های دنیا آتش را آزموده اید. آیا دیده اید که وقتی خاری به بدن یکی از شما می خلد، یا به زمین می خورد و خونی می شود و یا شن های داغ پایش را می سوزاند چگونه بی تابی می کند؟! پس چگونه خواهد بود اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد و همبسترش سنگ و همدمش شیطان باشد؟! (566)

572. جایگاه بد معصیتکاران

أما أهل المعصیة فأنزلهم شردار، و غل الایدی ألی الاعناق، و قرن النواصی بالاقدام، و ألبشهم سرابیل القطران، و مقطعات النیران. فی عذاب قد اشتد حر0...
در خطبه ای که وصف قیمامت فرمود:
و اما معصیتکاران خداوند آنان را به بدترین جایگاه فرود آورده و دست های آنان را به گردنشان بسته و پیشانی آنان را ته پاهایشان نزدیک می نماید و پیراهن های قطران و لباس هایی از آتشش به آنها بپوشاند، در عذابی که حرارتش بسیار سخت است. (567)

573. دل مردگان جهنمی

من کثر کلامه کثر خطؤه، و من کثر خطوة قل حیاؤه، و من قل حیاؤه قل ورعه، و من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار
کسی که پر گوید بسیار به خطا رود و کسی که زیاد خطا کرد، شرم و حیایش کم شود و کسی که حیایش اندک شد، پارسایی اش کم گردد و کسی که پارسایی اش کم شد، دل مرده شود و کسی که دل مرده شد داخل جهنم شود. (568)