نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

511. احوال نادان و دانا در دنیا

أنما الدنیا منتهی بصر الاعمی، لا یبصر مما وراءها شیئاً، و البصیر ینفذها بصره، و یعلم أن الدار وراءها. فالبصیر منها شاخص... و الاعمی لها متزود
بدانید که دنیا از نظر کوردلان آخرین مرز آفرینش است که فراسوی آن چیزی نمی بینند و اما شخص بینا دیدگانش را به درستی در دنیا باز می کند و آن را می بیند و می داند که در پس این سرا چه جهان دیگری است. پس شخص بینا و آگاه از آن دوری می جوید و شخص نابینا به سوی آن می آید و همه توجهش به سوی آن است شخص بینا از آن توشه بر می دارد و شخص نابینا برای آن توشه فراهم می کند. (506)

512. غنیمت شمردن دنیا

رحم الله مرأ... اغتنم المهل، و بادر الاجل، و تزود من العمل
خدا رحمت کند کسی را که مهلتی که در دنیا بود غنیمت شمارد. بر مرگ پیش دستی کرد و از عمل صالح توشه ای برای آخرت فراهم نمود. (پیش از آن که از دنیا برود، با انجام اعمال نیک، توشه آخرت را آماده ساخت). (507)

513. توشه نجات بخش

فترودوا فی الدنیا من الدنیا ما تحرزون به أنفسکم غداً
از دنیا توشه ای بگیرید که فردا خود را به وسیله آن (از هلاکت ابدی) نگاه دارید. (508)