نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

اگر انسان عاقبت کارش را می دید، بی گمان با آرزو و غرورش دشمن می شد.(455)

460. تحذیر از فریب دنیا

لا یغرنک سواد الناس من نفسک، و قد رأیت من کان قبلک ممن جمع المال و حذر الاقللال، و أمن العواقب - طول أمل و استبعاد أجل - کیف نزل به الموت فأزعجه عن وطنه... أما رأیتم الذین یأملون بعیداً، و یبنون مشیداً، و یجمعون کثیراً! کیف أصبحت بیوتهم قبوراً، و ما جمعوا بورا؛ و صارت أموالهم للوارثین و و أزواجهم لقوم آخرین
انبوه مردم که پیرامون تو را بگیرند فریبت ندهد. در حالی که پیش از خود دیه ای آن کسی را که مال و منال دنیا را اندوخت و از کم شدن آن ترسید و به جهت آرزوی دراز و بعید شمردن مرگ از عواقب امور خود را در امان دید، چگونه مرگ بر او فرود آمد و او را از وطنش بر گرفت.
آیا ندیدید کسانی را که آرزو دور و دراز در سر داشتند و کاخ های محکم می ساختند و اموال کثیر جمع می کردند، چگونه خانه های آنان مبدل به گورها گشت و اندوخته هایشان نابود شد. اموالشان به وارثانشان منتقل گشت. و زن هایشان را اقوام دیگر گرفتند. (456)
نزدیکی مرگ به آدمی

461. روزگار رنج و زحمت

الدهر یخلق الابدان، و یجدد آلامال، و یقرب المنیة و یباعد الامنیة من ظفر به نصب، و من فاته تعب
روزگار بدن ها را کهنه و آرزوها را زنده و مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور می سازد. کسی که به روزگار برسد خسته می شود و هر که آن را از دست بدهد به زحمت و رنج می افتد. (457)