نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

457. مرگ حقیقی است انکارناپذیر

و الله الجد لا اللعب، و الحق لا الکذب، و ما هو ألا الموت أسمع من نفسک
سوگند به خدا، که این جدی است نه شوخی و راست است نه دروغ. منظورم چیزی جز مرگ نیست که دعوت کننده اش ندای خود را به گوش همگان رسانید. (453)

458. نتایج ترس از خدا

فاتقی عبد ربه... فأن أجله مستور عنه، و أمله خادع له، و الشیطان مؤکل به، یزیرین له المعصیة لیرکبها، و یمنیه التوبة لیسوفها، اذا هجمت منیته علیه أغفل ما یکون عنها
پس بنده ای از پروردگارش ترسید...؛ زیرا روز مرگش را نمی داند و آرزوهایش او را می فریبد و شیطان موکل اوست، معصیت را برایش می آراید تا مرتکب آن شود و به تو به امید وارش می کند تا در کار آن امروز و فردا کند، تا آن که مرگ بر او هجوم آورد، در حالی که در غفلت و بی خبری محض از آن به سر می برد. (454)

459. دشمن غرور

لو رأی العبد الاجل و مصیره لا بغض الامل و غروره