نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

453. وابسته نبودن به دنیا

أن الله سبحانه قد جعل الدنیا لما بعدها، و ابتلی فیها أهلها، لیعلم أیهم أحسن عملا، و لسنا للدنیا خلقنا، و لا بالسعی فیها أمرنا
همانا خدای سبحان دنیا را برای پس از آن آفریده و اهل دنیا را در آن می آزماید تا معلوم شود که چه کسی نیک کردارتر است، ما برای دنیا آفریده نشده ایم و به کوشش در آن برای به دست آوردن حطام دنیوی مأمور نگشته ایم. (449)

454. موعظه مرگ

أن الغایة القیامة. و کفی بذلک واعظاً لمن عقل پایان کار قیامت است و برای خردمند مرگ پند دهنده ای است کافی. (450)
غفلت از مرگ

455. غافلگیران مرگ

فی صفة المأخوذین علی الغرةُ عند الموت -: ثم از داد الموت فیهم ولوجاً فحیل بن أحدهم و بنی منطقه، و أنه لبین أهل ینظر ببصره و یسمع باذنه، علی صحة من عقله و بقاء من لبه، یفکر فیم أفنی عمره، و فیم أذهب دهره!
در وصف کسانی که غافلگیر مرگ می شوند، می فرماید: آن گاه مرگ بیشتر به پیر آنان نفوذ می کند و شخص را از سخن گفتن می اندازد، در حالی که میان اعضای خانواده خویش است و با چشمانش آنان را می بیند و با گوشش می شنود و خودش سالم و عقلش به جاست. به این می اندیشد که عمرش را در چه راهی صرف کرده و روزگارش را چگونه به سر برده است! (451)