نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

449. زیاد به یاد مرگ باش

یا بنی! أکثر من ذکر الموت، و ذکر ما تهجم علیه، و تقضی بعد الموت ألیه، حتی یأتیک و قد أخذت منه حذرک، و شددت له أزرک، و لا یأتیک بغتُة" فیبهرک
فرزندم! مرگ را بسیار به یاد آور و هجوم ناگهانی آن را یاد کن تا هنگامی که فرا می رسید با همه نیرو آماده باش و باید کمر بسته و آماده منتظر او باشی، نه این که ناگهان فرا رسد و بر تو چیره شود. (445)

450. دنیا سرای گذر است!

ألا و أن هذه الدنیا التی أصبحتم تتمنونها و ترغبون فیها، و أصبحت تغضبکم و ترضیکم لیست بدارکم، و لا منزلکم الذی خلقتم له و لا الذی دعیتم ألیه... فدعوا غرورها لتحذیرها، و أطماعها لتخویفها. و سابقوا فیها ألی الدار التی دعیتم ألیها
بدانید که این دنیا که پیوسته آرزومند آن هستید و به آن مشتاقید، و گاهی شما را خشمگین کرده و زمانی شما را خشنود می سازد، سرای همیشگی شما نیست و جایی نیست که برای آن آفریده و یا به آن فرا خوانده شده باشید. پس فریب هایش را به خاطر برحذر داشتنش، و به طمع آوردنش را به خاطر ترساندنش و به طمع آوردنش را به خاطر ترسانیدنش رها کنید و در آن برای رسیدن به سرایی که بدان فرا خوانده شده اید از یکدیگر پیشی بگیرید. (446)

451. وصیت به یاد مرگ

أوصیکم بذکر الموت و اقلال الغفلة عنه و کیف غفلتکم عما لیس یغلکم و طمعکم فیمن لیس یمهلکم
شما را به یادآوری مرگ و کمی غفلت از آن سفارش می کنم و چگونه از چیزی غفلت می کنید که از شما غافل نیست و چگونه از کسی که شما را مهلت نمی دهد مهلت می خواهید. (447)