نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

433. امر فراگیر

بادروا أمر العامة و خاصة أحدکم و هو الموت، فان الناس أمامکم، أن اساعُة تحدوکم من خلفکم تخففوا تلحقوا، فانما ینتظر بأولکم آخرکم
پیشدستی کنید برای آمادگی به استقبال امری که فراگیر همه و در برگیرنده هر یک از شما با کیفیت مخصوص به شما است، این امر همان مرگ است، مردم را با سرنوشت حتمی مرگ پیش چشمانتان می بینید و قیامت شما را از پشت به سوی خوی می راند، سبک شوید! برسید! جز این نیست که گذشتگان در انتظار آیندگان اند. (429)

434. فرا رسیدن مرگ

فبادروا العمل، و خافوا بغتة الاجل فانه لا یرجی من رجعة العمر ما یرجی من رجعة الرزق
به سوی عمل بشتابید و از فرا رسیدن ناگهانی مرگ بترسید، زیرا آن امید که به بازگشت روزی هست به بازگشت عمر نیست. (430)

435. برای سفر خویش آماده شو!

خذ ما یبقی لک مما لا تبقی له، و تیسر لسفرک: و شم برق النجاة و ارحل مطایا التشمیر
بگیر آنچه را که برای تو جاودانی است از آنچه که برای آن نخواهی ماند و برای سفر خود آماده باش و بیدار و ببین که برق نجات از کجا درخشیدن می گیرد و با آماده کردن موکب سفر، آماده کوچ از این دنیا باش! (431)