نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

430. رسیدن به مرگ

و الله ما فجانی من الموت وارد کرهته، ولا طالع أنکرته، و ما کنت الا کقارب ورد، وطالب وجد
قسم به خدا، هیچ چیز از مرگ نیست که ناگهان به من برسد و من از آن کراهت داشته باشم و چیزی از آن بر من آشکار نمی گردد که آن را نشناخته و از آن امتناع داشته باشم. من در رسیدن به مرگ، مانند کسی هستم که هنگام شب تشنگی بر او چیره شده و اکنون به آب رسیده که در آرزوی چیزی است و اینک مطلوب خود را یافته است. (426)

431. مهیای مرگ باشید!

بادروا الموت و غمراته، و امهدوا له قبل حلوله، و أعدوا له قبل نزوله
برای استقبال مرگ و سختی های آن، پیش از آن که پیک اجل بر سر شما تاختن بیاورد آماده شوید، پیش از فرود آمدن آن، برای پذیرشش مهیا شوید. (427)

432. آمادگی برای مرگ

استعدوا للموت فقد أظلکم، و کونا قوماً صیح بهم فانتبهوا، و علموا أن الدنیا لیست لهم بدار فاستبدلوا... و ما بین أحدکم و بین الجنة أو النار الا الموت أن ینزل به... نسأل الله سبحانه أن یجعلنا و أیاکم ممن لا تبطره نعمة، و لا تقصر به عن طاعُة ربه غایة، و لا تحل به بعد الموت ندامة و لا کابة
برای مرگ آماده باشید که سایه اش بر شما گسترده است و همچون گروهی باشید که چون بر آنان بانگ زدند زود بیدار شدند و میان هیچ یک از شما و بهشت و دوزخ جز مرگی که بر او فرود آید فاصله ای نیست. از خدای بزرگ می خواهیم که ما و شما را از گروهی قرار دهد که نعمت دنیا آنان را سرمست و مغرور نمی سازد و هیچ هدفی آن ها را از بندگی حق باز نمی دارد و پس از مرگ پشیمان و اندوهگینی نمی شوند. (428)