نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

424. ندای فرشته

أن لله ملکاً ینادی فی کل یوم: لدوا للموت واجمعوا للفناء، و ابنوا للخراب
همانا خداوند متعال فرشته ای دارد که هر روز بانگ می زند: بزایید برای مردن، گرد آورید برای نیست شدن، بسازید برای ویران شدن! (420)

425. پنهان زدیده ها

أن أجله (الانسان) مستور عنه، و أمله خادع له
همانا مرگ از نظر انسان پنهان و آرزوهایش فریبنده اوست. (421)

426. اجل معین

لک أجل وقتاً لا یعدوه، و سبباً لا یتجاوزه
هر اجلی مدتی، و وقت معینی دارد که از آن نمی گذرد و سببی که از آن تجاوز نمی کند. (422)