نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

419. سپری در برابر مرگ

أن علی من الله جنة" حصینة"، فادا جاء یومی انفرجت عنی و أسلمتنی؛ فحینئذا لا یطیش السهم، و لا یبرأ الکم
خداوند برای من سپری محکم قرار داده است. چون روز مرگ من فرا رسد، آن سپر از من جدا شده و مرا به دست مرگ می سپرد. در آن هنگام، نه تیر به خطا رود و نه زخم بهبود یابد. (415)

420. روزی و اجل مقدر

ألی عبدالله بن العباس فانک لست بسابق أجلک، و لامرزوق ما لیس لک
خطاب به ابن عباس فرمود: نه بر مرگ پیشی می گیری و نه از آن چه روزی تو نیست خواهی خورد. (416)

421. همه چیز فانی است

ماینجو من الموت من خافه، و لا یعطی البقاء من أحبه
هر کس از مرگ بترسد از آن رهایی نیابد و هر آن کس که زندگانی را دوست داشته باشد همیشه زنده نماند. (417)