نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

417. بی اعتباری دنیا

لو أن أحداً ید ألی البقاء سلماً او لدفع الموت سبیلاً، لکان ذلک سلیمان بن داود علیه السلام الذی سخر له ملک الجن و الانس مع النبوة و عظیم الزلفُة. فلما استوفی طعمته، و استکمل مدته، رمته قسی الفناء بنبال الموت، و أصبحت الدیار منه خالیة"، و المساکن معطلة"، و ورثها قوم آخرون
اگر کسی می توانست نردبانی برای جاودانگی پیدا کند، یا برای دفع مرگ راهی پیش گیرد، قطعاً این شخص سلیمان بن داوود علیه السلام بود که ملک جن و انس برای او مسخر بود، با منصب پیامبری و تقرب بزرگ به خدا. او هنگامی که روزی خود را تمم کرد و مدت عمرش را به پایان رساند، کمان های فنان تیرهای مرگ را به طرف او نشانه گرفت. شهر از وی خالی گشت و مساکن از وجود او تهی شد و از کار افتاد و گروهی دیگر آن میراث ها را به ارث بردند. (413)

418. فاصله بهشت و جهنم

ما بین أحدکم و بین الجنة أو النار الا الموت أن ینزل به. و أن غایة" تنقصها اللحظُة، و تدمها الساعة، لجدیرة بقصر المدُة. و أن غائباً یحدوه الجدیدان: اللیل و النهار، لحری بسرعة الاوبة. و أن قادماً یقدم بالفوز أو اشقوُة لمستحق لافضل العدُة
فاصله شما با بهشت یا جهنم بیش از فرا رسیدن مرگ نیست، زندگانی که گذشت لحظات از آن می کاهد و مرگ آن را نابود می کند، حتماً کوتاه خواهد بود، و سزاوار است که کوتاه باشد. زندگی که گذشت شب و روز آن را به پیش می برد و به زودی به پایان خواهد رسید و مسافری که سعادت و یا شقاوت را به همراه دارد باید بهترین زاد و توشه را با خود بردارد. (414)

419. سپری در برابر مرگ

أن علی من الله جنة" حصینة"، فادا جاء یومی انفرجت عنی و أسلمتنی؛ فحینئذا لا یطیش السهم، و لا یبرأ الکم
خداوند برای من سپری محکم قرار داده است. چون روز مرگ من فرا رسد، آن سپر از من جدا شده و مرا به دست مرگ می سپرد. در آن هنگام، نه تیر به خطا رود و نه زخم بهبود یابد. (415)