نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

414. مرگ میعادگاه نهایی

وأی علی نفسه أن لا یضطربق شبح مما أولج فیه الروح، الا و جعل الحمام موعده، و الفناء غایته
و وعده نموده خداوند متعال که هیچ موجودی را که روح در آن دمیده است (از وضع مقرر خود) دگرگونی نباشد، جز این که مرگ را وعده گاه نهایی و فنا را پایان کار او قرار داده است. (410)

415. بیچاره فرزند آدم!

مسکین ابن آدم! مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقة و تقتله الشرقة، و تنتنه العرقة
بیچاره فرزند آدم! زمان مرگش نامعلوم، علل بیماری اش ناپیدا، عملش محفوظ، پشه ای او را می آزارد و تابش آفتاب او را می کشد، و عرق بدنش بدبویش می سازد. (411)

416. سپری نگاهدارنده

أن مع کل انسان ملکین یحفظانه، فاذا جاء القدر خلیا بینه و بینه، و أن الاجل جنة حصینة
همراه هر انسانی دو فرشته است که او را محافظت می کنند، پس هنگامی که تقدیر فرا رسد از او جدا شوند و اجل، سپری است نگاه دارند0 (412)