نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

401. غرور والی، ذلت مؤمن

لما ورد الکوفة قادماً من صفین...أقبل حرب یمش معه، و هو علیه السلام راکب، فقال علیه السلام: ارجع فأن مشی مثلک مع مثلی فتنة للوالی و مذلة للمؤمن
آن حضرت علیه السلام در موقع برگشت از صفین، حرب پیاده در رکاب آن حضرت حرکت کرد، حضرت فرمود: برگرد؛ زیرا پیاده رفتن مثل تویی با مثل من موجب غرور والی و ذلت برای مؤمن می باشد. (397)

402. برترین وزراء

من کتابه للاشتر لما و لاه مصر -: أن شر وزرائک من کان للاشرار قبلک وزیراً، و من شر کهم فی الاثام، فلا یکونن لک بطانة؛ فأنهم أعوان الاثمة، و آخوان الظلمة، و أنت واجد منهم خیر الخلف ممن له مثل آرائهم و نفاذهم، ولیس علیه مثل آصارهم و أوزار هم ممن لم یعاون ظالماً علی ظلمه و لا آثماً علی أثمه، أولئک أخف علیک مؤونة، و أحسن لک معونة، و أحنی علیک عطفاً، و أقل لغیرک ألفا، فاتخذ أولئک خاصة لخلواتک و حفلاتک. ثم لیکن آثرهم عندک أقولهم بمر الحق لک و أقلهم مساعده فیما یکون منک مما کره الله لا ولیائه، واقعاً ذلک من هواک حیث وقع
فرمان امام علی علیه السلام به مالک اشتر وقتی که او را والی مصر و اطراف آن ساخت: بدترین وزرای تو کسی است که پیش از تو وزارت اشرار را داشته و در گناهان شریک آنان بوده است، هرگز او را از خواص خود قرار مده؛ زیرا آنان یاران گنهکاران اند، و برادران ستمکاران، و تو می توانی جانشینانی بهتر از آنان پیدا کنی که نظریاتی مثل آنان دارند و نفوذ آنان را نیز دارا هستند و در عین حال از وزر و بال گناهان آنان به دورند. کسانی که هیچ ستمکاری را در ستم ورزی و هیچ گنهکاری را در ارتکاب گناه کمک نکرده اند. زحمت آنان بر تو سبک تر، و یاری آنان برای تو نیکوتر است و از نظر عطوفت به تو مایل تر، و با اشخاص جز تو کم انس تر می باشند، پس این گون انسان های ممتاز را خاص مجالس سری و علنی خود قرار بده، سپس مقدم ترین خواص در نزد تو گویاترین آنان باشد، درباره حق اگر چه تلخ باشد و کسی باشد که در مواردی که خداوند برای اولیایش اکراه دارد هر اندازه هم آن موارد مطلوب هوای تو باشد - کم ترین یاری را به تو نماید. (398)

403. لزوم رسیدگی به مالیات

من کتابه للاشرت لما ولاه مصر -: تفقد أمر الخراج بما یصلح أهله، فأن فی صلاحه و صلاحهم صلاحاً لمن سواهم، و لا صلاح لمن سواهم الا بهم، لان السان کلهم عیال علی الخراج و أهله. ولیکن نظرک فی عمارة الارض أبلغ من نظرک فی استجلاب الخراج لان ذلک لا یدرک الا بالعمارة. و من طلب الخراج بغیر عمارة أخرب البلاد و أهلک العباد، و لم یستقم أمره الا قلیلاً
در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر: امر مالیات را به گونه ای تحت نظر بگیر که حال پرداخت کنندگان آن را اصلاح نماید؛ زیرا اصلاح حال دیگر مردم در اصلاح اصلاح مالیات و پرداخت کنندگان آن است و برای دیگر مردم مصلحتی نیست جر با اصلاح حال پرداخت کنندگان مالیات؛ زیرا همه مردم تحت کفایت مالیات و پرداخت کنندگان آن می باشند. نظرت در آباد کردن زمین بیشتر و رساتر از توجه به گرفتن مالیات باشد، زیرا مالیات بدون آبادی قابل دریافت نیست و هر کسی بدون آباد کردن زمین، مالیات مطالبه کند، شهرها را خراب کرده و بندگان خدا را به هلاکت رسانده و روزگار زمامداری او به طول نمی انجامد، مگر اندکی. (399)