نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

397. رعایت توده مردم

من کتابه للاشتر لما و لاه مصر -: أشعر قلبک الرحمة للرعیة، و المحبة لهم، و اللطف بهم، و لا تکوعلیهم سبعاً ضاریاً تغتنم أکلهم، فانهم صنفان: أما أخ لک فی الدین، أو نظیر لک فی الدین، أو نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یؤتی علی أیدیهم فی العمد و الخطاء فأعطهم من عفوک وصفحک مثل الذی تحب أن یعطیک الله من عفوة و صفحه، فانک فوقهم، و والی الامر علیک فوقک، و الله فوق من ولاک!
در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر: رحمت و محبت و لطف بر مردم جامه را به قلبت بفهمان (به طوری که آن را دریافت کند، نه این که در حد یک تصور ذهنی بماند) و برای آنان درنده ای خونخوار مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری؛ زیرا مردم بر دو صنف اند: یا برادر دینی تو هستند، یا نظیر تو در خلقت (همنوع تو می باشند) لغزش ها از آنان سر می زند و خطاها بر آنان روی می آورد و از روی عمد یا خطا دچار تجاوز می گردند. مردم را از بخشش و چشم پوشی های خود آن چنان بهره ور ساز که دوست داری مثل آن را خدا برای تو عطا فرماید؛ زیرا مقام تو بالاتر از آن مردم است و مقام زمامدار تو بالاتر از تو و خداوند فوق زمامدار توست. (393)

398. توجه نکردن به روابط

من کتابه للاشتر لما ولاه مصر -: أن للوالی خاصة و بطانة" فیهم استئثار و تطاول و قلة أنصاف فی معاملة، فاحسم مادة أولئک بقطع أسباب تلک الاحوال
برای زمامدار خواص و نزدیکانی است که داری صفت خودخواهی و مقدم شمردن خود بر دیگران، و دست درازی، و کم انصافی در معاملات می باشند. ماده و ریشه این گونه مردم را با قطع عوامل صفات مزبور قطع(394) کن.

399. شرایط استخدام کار گزاران

فیما کتب للاشتر لما ولاه مصر -: أنظر فی أمور عمالک فاستعملهم اختباراً، و لا تولهم محاباة و أثرة، فأنهم جماع من شعب الجور و الخیانة. و توخ منهم أهل التجربة و الحیاء، من أهل البیوتات الصالحة و القدم فی الاسلام المتقدمة
در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر:
سپس در امور کارگزارانت نظر کن:
1. آنان را با آزمایش (و تحقیق و کشف صلاحیت) به کار بگمار، نه از روی بخشش بی علت و استبداد، زیرا آنان مجموعه ای از شعبه های ظلم و خیانت اند.
2. از میان مردم کسانی را برای کارگزاری انتخاب کن که تجربه و حیا دارند از خاندان های صالح و صاحب قدم های مفید در اسلام اند. (395)