نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

396. وصف داوران ناشایسته

فس صفة من یتصدی للحکم بین الامة و لیس لذلک بأهل -:... رجل قمش جهلاً موضع فی جهال الامُة، عاد فی أغباش الفتنة، عم بما فی عقد الهدنُة قد سماة اشباة الناس عالماً و لیس به
در توصیف کسی است که در میان امت بدون شایستگی متصدی منصب قضاوت می گردد: کسی است که انبوهی از نادانی ها را در خود جمع کرده در میان نادانان امت برای فریفتن مردم به همه سو می شتابد (این صنف کور دل ظلمت جو) در تاریکی آشوب ها و تشویش ها می تازد و به آنچه که در پیمان صلح است نابینا است، انسان نماها عالمش می خوانند با این که از علم بهره ای نبرده است. (392)

397. رعایت توده مردم

من کتابه للاشتر لما و لاه مصر -: أشعر قلبک الرحمة للرعیة، و المحبة لهم، و اللطف بهم، و لا تکوعلیهم سبعاً ضاریاً تغتنم أکلهم، فانهم صنفان: أما أخ لک فی الدین، أو نظیر لک فی الدین، أو نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یؤتی علی أیدیهم فی العمد و الخطاء فأعطهم من عفوک وصفحک مثل الذی تحب أن یعطیک الله من عفوة و صفحه، فانک فوقهم، و والی الامر علیک فوقک، و الله فوق من ولاک!
در فرمان استانداری مصر به مالک اشتر: رحمت و محبت و لطف بر مردم جامه را به قلبت بفهمان (به طوری که آن را دریافت کند، نه این که در حد یک تصور ذهنی بماند) و برای آنان درنده ای خونخوار مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری؛ زیرا مردم بر دو صنف اند: یا برادر دینی تو هستند، یا نظیر تو در خلقت (همنوع تو می باشند) لغزش ها از آنان سر می زند و خطاها بر آنان روی می آورد و از روی عمد یا خطا دچار تجاوز می گردند. مردم را از بخشش و چشم پوشی های خود آن چنان بهره ور ساز که دوست داری مثل آن را خدا برای تو عطا فرماید؛ زیرا مقام تو بالاتر از آن مردم است و مقام زمامدار تو بالاتر از تو و خداوند فوق زمامدار توست. (393)

398. توجه نکردن به روابط

من کتابه للاشتر لما ولاه مصر -: أن للوالی خاصة و بطانة" فیهم استئثار و تطاول و قلة أنصاف فی معاملة، فاحسم مادة أولئک بقطع أسباب تلک الاحوال
برای زمامدار خواص و نزدیکانی است که داری صفت خودخواهی و مقدم شمردن خود بر دیگران، و دست درازی، و کم انصافی در معاملات می باشند. ماده و ریشه این گونه مردم را با قطع عوامل صفات مزبور قطع(394) کن.