نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

381. کیفر قتل عمد

یا مالک! فلا تقوین سلطانک بسفک دم حرام، فان ذلک مما یضعفه و یوهنه، بل یزیله و ینقله، و لا عذر لک عند الله و لا عندی فی قتل العمد، لأن فیه قود البدن
ای مالک! حکومت خود را با ریختن خون ناحق تقویت مکن، چرا که این کار حکومتت را سست و متزلزل می سازد، بلکه بنیان آن را می کند و به دیگران منتقل می نماید و بدان هیچ گونه عذری نزد خدا و من در قتل عمد پذیرفته نیست، زیرا کیفر آن قصاص و مرگ است. (378)

382. سنت پیشوایان را نقض مکن!

لا تنقض سنة صالحة عمل بها صدور هذه الامة و اجتمعت بها الالفُة، و صلحت علیها الرعیة
هرگز سنت شایسته ای را که پیشوایان این امت به آن عمل کرده و ملت اسلام به آن انس و الفت گرفته و امور مردم بدان اصلاح گردیده است نقص مکن!

383. کارمندانی چنین انتخاب کن!

یا مالک توخ منهم أهل التجریة و الحیاء، من أهل البیوتات الصالحة و القدم فی الاسلام المتقدمة، فأنهم أکرم اخلاقا، و أصح أعراضا، و أقل فی المطامع اشراقاً، و أغلب فی عواقب الامور نظراً
ای مالک! کارمندانی را که اهل تجربه و شرم و حیا و از خانواده های صالح که در اسلام پیشگام ترند انتخاب کن؛ زیرا اخلاق آنها کریم تر و خانواده شان پاک تر و کم طمع تر و در سنجش عواقب امور بیناترند. (379)