نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

372. تحذیر از سبکسری

عنه علیه السلام - فی ذم اهل البصرة بعد وقعة الجمل -: أرضکم قریبة من الماء بعیده من السما، خفت عقولکم، و سفهت حلومکم
در نکوهش بصیریان بعد از جنگ جمل: سرزمین شما به آب نزدیک و از آسمان دور است، عقل هایتان سبک و بردباری هایتان (یا ادراک و شعورتان) به نادانی و پستی گراییده است. (369)

373. گروگان گناه خویش

عنه - فی ذم أهل البصرة بعد وقعة الجمل -: کنتم جند المرا....و المقیم بین اظهر کم مرتهن بذنبه، و الشاخص عنکم متدارک برحمة من ربه
در نکوهش بصریان پس از جنگ جمل می فرماید شما سپاه زن (یا سپاه آن زنان) آن کس که در میان شما زیست می کند در گرو گناه خود می باشد و کسی که از میان شما بیرون رود در عوض مشمول رحمت پروردگار خود می گردد. (370)

374. جواب دشنام

روی أنه (علیا) علیه السلام کان جالساً فی أصحابه، فمرت بهم أمرأة جمیلة، فرمقها القوم بأبصارهم، فقال علیه السلام: أن أبصار هذه الفحول طوامح، و أن ذلک سبب هبابها، فاذا نظر أحد کم الی امرأة تعجبه فلیلامس أهله، فانما هی امراة کامرأة .
فقال رجل من الخوارج: قاتله الله کافرا ما أفقهه! فوثب القوم لیقتلوة فقال علیه السلام: رویدا أنما هو سب بسب، أو عفو عن ذنب!
روایت شده که امام علیه السلام با اصحاب خود نشسته بود که زنی زیبا روی از کنارشان گذشت، چشم های همه به او خیره گشت، حضرت فرمود: چشم های این نرینگان آزمندانه می نگرد و این نگریستن مایه تحریک آنان است. هرگاه یکی از شما زنی را دید و از او خوشش آمد، با زن خود همبستر شود؛ زیرا که او نیز زنی همانند زن خود اوست.
یکی از خوارج گفت (خدا این کافر را بکشد! چه قدر می فهمد.)
اصحاب حضرت از جا پریدند که او را بکشند، امام فرمود: آرام باشید، سزای دشنام، دشنام است یا چشم پوشی از گناه و خطا.(371)