نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

370. پیمودن راه حق

أنی لمن قوم لا تأخذهم فی الله لومة لائم. سیماهم سیما الصدیقین، و کلامهم کلام الابرار، عمار اللیل و مناز النهار
من از جمله مردمانی هستم که در راه خدا سرزنشگری در آنان کارگر نمی افتد، چهره شان چهرء صدیقان است، و گفتارشان گفتار ابرار، آباد کننده شب هایند و روشنی بخش روزها. (367)

371. اصلاح با مدارا

عنه علیه السلام -: من کلام له یوبخ فیه أصحابه -: کم ادار یکم کما تداری البکار العمدة و الثیاب المتداعیُة کلما حیصت من جانب تهتکت من آخر،... و أنی لعالم بما یصلحکم، و یقیم أود کم، و لکنی لا أری اصلا حکم بافساد نفسی
از سخنان آن حضرت علیه السلام در سرزنش اصحابش -: تا چند با شما مانند شتران جوان زخمین پشت و جامه های پوسیده مدارا کنم! جامه هایی
که چه چیز شما را اصلاح می کند و کجی و انحراف شما را راست می گرداند، اما من اصلاح شما را با تباه کردن خودم روا نمی دانم. (368)

372. تحذیر از سبکسری

عنه علیه السلام - فی ذم اهل البصرة بعد وقعة الجمل -: أرضکم قریبة من الماء بعیده من السما، خفت عقولکم، و سفهت حلومکم
در نکوهش بصیریان بعد از جنگ جمل: سرزمین شما به آب نزدیک و از آسمان دور است، عقل هایتان سبک و بردباری هایتان (یا ادراک و شعورتان) به نادانی و پستی گراییده است. (369)