نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

367. بپرسید قبل از فوت وقت

فاسألونی قبل أن تفقدونی، فوالذی نفسی بیده لا تسألونی عن شی ء فیما بینکم و بین الساعُة، و لا عن فئة تهدی مائةُ و تضل مائُة الا أنبأتکم بناعقها و قائدها، و سائقهما، و مناخ رکابها، و محط رحالها، و من یقتل من أهلها قتلا و من یموت منهم موتا، و لو قد فقد تمونی و نزلت بکم کرائه الامور، و حوازب الخطوب لاطرق کثیر من السائلین، و فشل کثیر من المسؤولین
بپرسید از من پیش از آن که از دستم دهید؛ زیرا سوگند به آن که جانم در دست اوست، از هم اکنون تا روز رستاخیز درباره هیچ چیز و هیچ گروهی که صد نفر را گمراه می کند و گروهی که صد نفر را به راه راست می برد سؤال نکنید مگر آن که شما را آگاه کنم که چه کسی ندای دعوت به آن ها را سر می دهد و چه کسی رهبریشان می کند و چه کسانی آنان را می راند و کجا به استراحت می پردازند و کجا اتراق می کنند و بار می گشایند، کدامین آن ها کشته می شوند و کدامشان (به مرگ طبیعی) می میرند، اگر مرا از دست دهید و پیشامده های ناگوار و کارهای دشوار برایتان رخ دهد، هر آینه بسیاری از پرسش کنندگان خاموش شوند و بسیاری از پاسخ دهندگان در جواب بمانند. (364)

368. پشتوانه دین

من کتابه علیه السلام للاشتر -: أنما عماد الدین و جماع المسلمین و العدة للا عداء: العامة من الامة، فلیکن صغوک لهم، و میلک معهم
امام علی علیه السلام در نامه خود به مالک اشتر فرمودند: همانا توده مدرم پشتوانه دین اند و جماعت مسلمانان و تجهیزات و ساز و برگ در برابر دشمنان، پس، باید توجه و گرایش تو به آنان باشد. (365)

369. علم علی علیه السلام علم غیب نیست!

لما قال له بعض أصحابه و کان کلبیاً: لقد أعطیت یا أمیرالمومنین علیم الغیب، فضحک علیه السلام و قال: یا أخا کلب! لیس هو بعلم غیب، و أنما هو تعلم من ذی علم. و انما علم الغیب علم الساعة، و ما عدده الله سبحانه بقوله، (ان الله عنده علمی الساعة و ینزل الغیب، و یعلم ما فی الارحام، و ما تدری نفس ماذا تکسب غدا، و ما تدری نفس بأی أرض تموت...) الاید فیعلم الله سبحانه ما فی الارحام من ذکر أو أنثی، و قبیح آؤ جمیل، و سخی او بخیل، و شقی أو سعید و من یکون فی النار حطبا، أو فی الجنان للنبیین مرافقا. فهذا علم الغیب الذی لا یعلمه أحد ألا الله،، و ما سوی ذلک فعلم علمه الله نبیه فعلمنیه، و دعا لی بأن یعیه صدری، و تضطلم علیه جوانحی
یکی از یاران امیرالمؤمنین علیه السلام که از قبیله کلب بود به آن حضرت عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! علم غیب به تو داده شده است؟
حضرت خندید و فرمود: ای مرد کلبی! این علم غیب نیست، بلکه بر اثر فراگرفتن از صاحب علمی است. علم غیب. علم داشتن زمان قیامت است و آنچه که خدای سبحان آنها را بر شمرده و فرموده است: همانا علم قیامت نزد خداست و باران فرو می فرستد و آنچه را که در زهدان هاست، می داند) پس خداوند سبحان می داند که جنینی که در زهدان ها (مادران) است آیا پسر است یا دختر است، زشت است یا زیبا، بخشنده است یا بخیل، بدبخت است یا خوشبخت و می داند که چه کسی هیزم آتش جهنم است، یا در بهشت یار و همراه پیامبران. اینهاست علم غیبی که هیچ کس جز خداوند آنها را نمی داند. سوای اینها دانش است که خداوند سبحان می داند به پیامبرش آموخت و او هم آن ها را به من یاد داد و برایم دعا کرد که سینه ام آن را نگه دارد و پهلوهایم آن را در میان گیرد. (366)