نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

364. هدایت امام در حکمیت

قد قام ألیه رجل من أصحابه فقال: نهیتنا عن الحکومة ثم أمرتنا بها، فلم ندر أی الامرین أرشد؟فصفق أحدی یدیه علی الاخری ثم قال: هذا جزاء من ترک العقدة! أما و الله لو أنی حین أمرتکم به حملتکم علی المکروه الذی یجعل الله فیه خیراً، فأن استقمتم هدیتکم، و أن اعوججتم قومتکم، و أن أبیتم تدار کتکم، لکانت الوثقی، و لکن بمن و الی من؟
یکی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام برخاست و به آن حضرت عرض کرد: ابتدا ما را از پذیرفتن حکمیت بازداشتی و سپس دستور دادی آن را بپذیریم، نمی دانیم کدام یک درست تر است؟حضرت دست بر دست زد و فرمود: این (حیرت) سزای کسی است که دوراندیشی را رها کند. به خدا سوگند، اگر آن گاه که شما را فرمان دادم بدان چه دادم؛ به کاری ناخوشایند که خدا خیری در آن نهاده بود و واداشتم و اگر پایدار می ماندید هدایتتان می کردم و اگر کج می رفتید راستتان می کردم و اگر سرباز می زدید مجبورتان می کردم، البته این روشن استوراتر بود، اما به کمک چه کسی و یاری خواستن از که؟(361)

365. احتجاج امام در موضوع حکمین

للخوارج و قد خرج ألی معسکرهم و هم مقیمون علی أنکار الحکومُة -: ألم تقولوا عند رفعهم المصاحف حیلُة و غیلُة، و مکراً و خدیعة: أخواننا و أهل دعوتنا، استقالونا و استراحوا ألی کتاب الله سبحانه، فالرأی القبول منهم و التنفیس عنهم! فقلت لکم: هذا أمر ظاهره أیمان، و باطنه عدوان، و أوله رحمة و آخره ندامُة
امام علی علیه السلام به اردوگاه خوارج که بر نپذیرفتن حکمیت پافشاری کردند رفت و به آنان فرمود: آیا هنگامی که قرآن ها را از روی حیله و فریب و مکر و خدعه بر سر نیزه ها کردند نگفتید: آن ها برادران ما و هم دنینان مایند. از ما خاتمه جنگ می خواهند و به کتاب خدای سبحان روی آورند، درست آن است که درخواست آنها را بپذیریم و اندوهشان را برطرف سازیم! آن زمان من به شما گفتم: این کار این ها ظاهرش ایمان است و باطنش دشمنی، آغازش دلسوزی است و فرجامش پشیمانی است. (362)

4 - مذمت اهل بصره و پیشگویی حوادث