نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

362. نهی از کشتن خوارج

لا تقاتلوا الخوارج بعدی؛ فلیس من طلب الحق فأخطاه، کمن طلب الباطل فأدرکه
بعد از من با خوارج نجنگید (خوارج را نکشید)؛ زیرا کسی که طالب حق باشد و به آن نرسد، همچون کسی نیست که جویای باطل باشد و به آن دست یابد. (359)

363. قاسطین، ناکثین، مارقین

لما نهضت بالامر نکثت طائفة، و مرقب أخری، و قسط آخرون، کانهم لم یسمعا الله سبحانه یقول: (تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فساداً و العاقبُة للمتقین، بلی و الله! القد سمعوها و وعودها، ولکنهم حلیت الدنیا فی أعینهم و راقهم زبرجها
آن گاه که خلافت را به دست گرفتم گروهی پیمان شکستند و دسته ای از دین بیرون شدند و گروهی راه ستم را در پیش گرفتند. گوی نشنیدند که خدای سبحان می فرماید: آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که خواهان سرکش و فساد نباشند و پایان نیک از آن پرهیزگاران است.
آری! به خدا سوگند که آنان این سخن را نشنیدند و آن را فهم نکردند، اما دنیا در چشمان آن ها آراسته شد و زرق و برق آن شیفته شان کرد. (360)

364. هدایت امام در حکمیت

قد قام ألیه رجل من أصحابه فقال: نهیتنا عن الحکومة ثم أمرتنا بها، فلم ندر أی الامرین أرشد؟فصفق أحدی یدیه علی الاخری ثم قال: هذا جزاء من ترک العقدة! أما و الله لو أنی حین أمرتکم به حملتکم علی المکروه الذی یجعل الله فیه خیراً، فأن استقمتم هدیتکم، و أن اعوججتم قومتکم، و أن أبیتم تدار کتکم، لکانت الوثقی، و لکن بمن و الی من؟
یکی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام برخاست و به آن حضرت عرض کرد: ابتدا ما را از پذیرفتن حکمیت بازداشتی و سپس دستور دادی آن را بپذیریم، نمی دانیم کدام یک درست تر است؟حضرت دست بر دست زد و فرمود: این (حیرت) سزای کسی است که دوراندیشی را رها کند. به خدا سوگند، اگر آن گاه که شما را فرمان دادم بدان چه دادم؛ به کاری ناخوشایند که خدا خیری در آن نهاده بود و واداشتم و اگر پایدار می ماندید هدایتتان می کردم و اگر کج می رفتید راستتان می کردم و اگر سرباز می زدید مجبورتان می کردم، البته این روشن استوراتر بود، اما به کمک چه کسی و یاری خواستن از که؟(361)