نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

361. حکمین نادان

فأجمع رأی ملئکم علی أن اختاروا رجلین، فأخذنا علیهما أن یجعجعا عند القرآن، و لا یجاوزاه، و تکون ألسنتهما معه و قلوبها تبعه. فتاها عنه، و ترکا الحق و هما یبصرانه
آن گاه رای بزرگان شما بر این شد که دو مرد را انتخاب کنند و ما از آنان پیمان گرفتیم که مطابق قرآن عمل کنند و از آن فراتر نروند و زبانشان با قرآن باشد و دل هایشان پیرو آن؛ امام از قرآن دست کشیدند و حق را فرو گذاشتند در حالی که آن را می دیدند. (358)

362. نهی از کشتن خوارج

لا تقاتلوا الخوارج بعدی؛ فلیس من طلب الحق فأخطاه، کمن طلب الباطل فأدرکه
بعد از من با خوارج نجنگید (خوارج را نکشید)؛ زیرا کسی که طالب حق باشد و به آن نرسد، همچون کسی نیست که جویای باطل باشد و به آن دست یابد. (359)

363. قاسطین، ناکثین، مارقین

لما نهضت بالامر نکثت طائفة، و مرقب أخری، و قسط آخرون، کانهم لم یسمعا الله سبحانه یقول: (تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فساداً و العاقبُة للمتقین، بلی و الله! القد سمعوها و وعودها، ولکنهم حلیت الدنیا فی أعینهم و راقهم زبرجها
آن گاه که خلافت را به دست گرفتم گروهی پیمان شکستند و دسته ای از دین بیرون شدند و گروهی راه ستم را در پیش گرفتند. گوی نشنیدند که خدای سبحان می فرماید: آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که خواهان سرکش و فساد نباشند و پایان نیک از آن پرهیزگاران است.
آری! به خدا سوگند که آنان این سخن را نشنیدند و آن را فهم نکردند، اما دنیا در چشمان آن ها آراسته شد و زرق و برق آن شیفته شان کرد. (360)