نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

359. در آوردن چشم فتنه

أیها الناس! فأنی فقأت عین الفتنة، و لم یکن لیجتری علیها أحد غیری بعد أن ماج غیهبها، و اشتد کلبها
ای مردم! من چشم فتنه را در آوردم و در زمانی که تاریکی آن موج می زد و هاری و سختی آن اوج گرفته بود کسی جز من جرأت دفع آن را نداشت. (356)

360. سپاهی شریک جرم قتل

فو الله لو لم یصیبوا من المسلمین الا رجلا و احدا معتمدین لقتله، بلا جرم جره لحل لی قتل ذلک الجیش که؛ اذ حضروه فلم ینکروا، و لم یدفعوا عنه
در روایتی از امام علی علیه السلام درباره اصحاب جمل آمده است: به خدا سوگند، اگر حتی یک نفر از مسلمانان را بدون جرم و گناهی به عمد می کشتند، کشتن همه آن سپاه بر من روا بود؛ زیرا آن لشکر حضور داشته اند و کشتن آن بی گناه را زشت نشمرده و از وی دفاع نکرده اند. (357)

361. حکمین نادان

فأجمع رأی ملئکم علی أن اختاروا رجلین، فأخذنا علیهما أن یجعجعا عند القرآن، و لا یجاوزاه، و تکون ألسنتهما معه و قلوبها تبعه. فتاها عنه، و ترکا الحق و هما یبصرانه
آن گاه رای بزرگان شما بر این شد که دو مرد را انتخاب کنند و ما از آنان پیمان گرفتیم که مطابق قرآن عمل کنند و از آن فراتر نروند و زبانشان با قرآن باشد و دل هایشان پیرو آن؛ امام از قرآن دست کشیدند و حق را فرو گذاشتند در حالی که آن را می دیدند. (358)