نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

358. پیشگویی عاقبت خوارج

لما قتل الخوارج فقیل له: یا امیر المومنین! هلک القوم بأجمعهم -: کلا و الله أنهم نطف فی أصلاب الرجال، و قرارات النساء، کلما نجم منهم قرن قطع، حتی یکون آخرهم لصوصاً سلابین
خوارج که کشته شدند به امیرمؤمنان عرض شد: ای امیرالمؤمنین! این جماعت همه نابود شدند. حضرت فرمود: هرگز به خدا قسم! که آن ها نطفه هایی در پشت مردان و زهدان های زنان هستند، هرگاه شاخی از آنان بروید قطع گردد تا این که سرانجام از آنان عده ای راهزن و دزد برجای ماند. (355)

359. در آوردن چشم فتنه

أیها الناس! فأنی فقأت عین الفتنة، و لم یکن لیجتری علیها أحد غیری بعد أن ماج غیهبها، و اشتد کلبها
ای مردم! من چشم فتنه را در آوردم و در زمانی که تاریکی آن موج می زد و هاری و سختی آن اوج گرفته بود کسی جز من جرأت دفع آن را نداشت. (356)

360. سپاهی شریک جرم قتل

فو الله لو لم یصیبوا من المسلمین الا رجلا و احدا معتمدین لقتله، بلا جرم جره لحل لی قتل ذلک الجیش که؛ اذ حضروه فلم ینکروا، و لم یدفعوا عنه
در روایتی از امام علی علیه السلام درباره اصحاب جمل آمده است: به خدا سوگند، اگر حتی یک نفر از مسلمانان را بدون جرم و گناهی به عمد می کشتند، کشتن همه آن سپاه بر من روا بود؛ زیرا آن لشکر حضور داشته اند و کشتن آن بی گناه را زشت نشمرده و از وی دفاع نکرده اند. (357)