نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

357. احتجاج امام در موضوع حکمین

قد کنت نهیتکم عن هذه الحکومة فأبیتم علی أباء (المخالفین) المنابذین، حتی صرفت رأیی ألی هوا کم، و أنتم معاشر أخفاء الهام سفهاء الاحلام؛ و لم آت - لا أبالکم - بجراً، و لا أردت لکم ضراً
من شما را از این حکمیت باز داشتم؛ اما شما چون دشمن (یا مخالف) از پذیرش این دستور من سر باز زدید تا جایی که رأی خود را در کار هوای شما کردم که گروهی سبکسر و نابخرد هستید. من برای شما - ای ناکسان - شر و بدی نیاوردم و زیان و ضرری برایتان نخواستم. (354)

358. پیشگویی عاقبت خوارج

لما قتل الخوارج فقیل له: یا امیر المومنین! هلک القوم بأجمعهم -: کلا و الله أنهم نطف فی أصلاب الرجال، و قرارات النساء، کلما نجم منهم قرن قطع، حتی یکون آخرهم لصوصاً سلابین
خوارج که کشته شدند به امیرمؤمنان عرض شد: ای امیرالمؤمنین! این جماعت همه نابود شدند. حضرت فرمود: هرگز به خدا قسم! که آن ها نطفه هایی در پشت مردان و زهدان های زنان هستند، هرگاه شاخی از آنان بروید قطع گردد تا این که سرانجام از آنان عده ای راهزن و دزد برجای ماند. (355)

359. در آوردن چشم فتنه

أیها الناس! فأنی فقأت عین الفتنة، و لم یکن لیجتری علیها أحد غیری بعد أن ماج غیهبها، و اشتد کلبها
ای مردم! من چشم فتنه را در آوردم و در زمانی که تاریکی آن موج می زد و هاری و سختی آن اوج گرفته بود کسی جز من جرأت دفع آن را نداشت. (356)