نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

356. توجه به زندگی به جای آخرت

أف لکم! لقد سئمت عتابکم! أرضیتم بالحیاة الدنیا من الاخرة عوضاً؟و بالذل من العز خلفاً! اذا دعوتکم الی جهاد عدو کم دارت أعینکم، کانکم من الموت فی غمرةُ، و من الذهول فی سکرة. یرتج علیکم حواری فتعمهون و کأن قلوبکم مألسُة فأنتم لا تعقلون
اف بر شما! خسته شدم بس که سرزنشتان کردم! آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید؟و به جای عزت به خواری تن داده اید! هر گاه شما را به پیکار با دشمنتان فرا می خوانم، چشمانتان چنان در کاسه می گردد که گویی در چنگال مرگ گرفتار آمده اید و در غفلت به سر می برید. باب گفتگوی من با شما بسته شده و شما سرگردانید، گویی دل هایتان آمیخته به جنون شده و از این رو تعقل نمی ورزید. (353)

3 - فتنه خوارج

357. احتجاج امام در موضوع حکمین

قد کنت نهیتکم عن هذه الحکومة فأبیتم علی أباء (المخالفین) المنابذین، حتی صرفت رأیی ألی هوا کم، و أنتم معاشر أخفاء الهام سفهاء الاحلام؛ و لم آت - لا أبالکم - بجراً، و لا أردت لکم ضراً
من شما را از این حکمیت باز داشتم؛ اما شما چون دشمن (یا مخالف) از پذیرش این دستور من سر باز زدید تا جایی که رأی خود را در کار هوای شما کردم که گروهی سبکسر و نابخرد هستید. من برای شما - ای ناکسان - شر و بدی نیاوردم و زیان و ضرری برایتان نخواستم. (354)