نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

355. بی ارزش دنیا

و لله لدنیا کم هذه أهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم
به خدا سوگند، که دنیا شما در نظر من از استخوان یک خوک در دست فردی جذامی بی ارزش تر است. (352)

356. توجه به زندگی به جای آخرت

أف لکم! لقد سئمت عتابکم! أرضیتم بالحیاة الدنیا من الاخرة عوضاً؟و بالذل من العز خلفاً! اذا دعوتکم الی جهاد عدو کم دارت أعینکم، کانکم من الموت فی غمرةُ، و من الذهول فی سکرة. یرتج علیکم حواری فتعمهون و کأن قلوبکم مألسُة فأنتم لا تعقلون
اف بر شما! خسته شدم بس که سرزنشتان کردم! آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید؟و به جای عزت به خواری تن داده اید! هر گاه شما را به پیکار با دشمنتان فرا می خوانم، چشمانتان چنان در کاسه می گردد که گویی در چنگال مرگ گرفتار آمده اید و در غفلت به سر می برید. باب گفتگوی من با شما بسته شده و شما سرگردانید، گویی دل هایتان آمیخته به جنون شده و از این رو تعقل نمی ورزید. (353)

3 - فتنه خوارج