نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

348. شناخت مقام علی علیه السلام

ءأقنع من نفسی بأن یقال: هذا أمیر المومنین، و لا أشار کهم فی مکاره الدهر، أو أکون أسوة لهم فی جشوبة العیش! فما خلقت لیشغلنی أکل الطیبات، کالبهیمة المربوطة؛ همها علفها، أو المرسلُة شغلها تقممها تکترش من أعلافها، و تلهو عما یراد بها، أو أترک سدی أو أهمل عابثاً
آیا من درباره خود به این امر قانع باشم که مردم به من امیرالمومنین بگویند، اما در سختی های روزگار با آنان شریک نباشم، یا در زندگی خشن و دشوار اسوه و مقتدای ایشان نگردم؟من برای این آفریده نشده ام که خوردن غذاهای پاکیزه مرا سرگرم سازد و در این باره همچون چارپایی باشم که افسار او را در کناری بسته باشند و همه توجه و علاقه او به علوفه و خوراک خود باشد، یا همانند حیوانی رها و آزاد باشم که کار او به هم زدن زباله ها و یافتن چیزی از میان آن ها و پر کردن شکم خود از آن است و از قصدی که برای او دارند (که سرش را ببرند و گوشتش را بخورند) غافل است و نیز آفریده نشده ام که بیهوده رها شوم و مهمل و بیکار بمانم. (345)

349. احوال آدمی در دنیا

قیل له: کیف نجدک یا أمیرالمومنین؟فقال علیه السلام: کیف یکون حال من یفنی ببقائه، و یسقم بصحته، و یؤتی من مأمنه!
به امیرالمؤمنین علیه السلام گفته شد: حال تو را چگونه می یابیم؟
آن حضرت علیه السلام پاسخ داد: چگونه است حال کسی که هر چه در دنیا باقی بماند و عمل کند، به فنا و نیستی نزدیک می گردد و با سلامتی خود به سوی بیماری می رود و در پناهگاه امن خود مرگ به او می رسد. (346)

350. اطاعت با شناخت

علیکم بطاعة من لا تعذرون بجهالته
بر شما باد اطاعت کسی که از شناختن او معذور نیستید. (347)