نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

339. توصیف روزگار

أیها الناس! انا قد اصبحنا فی دهر عنود، و زمن کنود یعد فیه المحسن مسئاً و یزداد الظالم فیه عتوا، لا ننتفع بما علمنا، و لا نسال عما جهلنا
در توصیف روزگار خود می فرماید: ای مردم! ما در روزگاری منحرف و زمانه ای ناسپاس به سر می بریم. نیکوکار، بدکار به شمار می آید و ستمکار بیش از پیش بر طغیانش می افزاید. از آن چه می دانیم بهره مند نمی شویم و آن چه را نمی دانیم نمی پرسیم. (336)

340. علم غیب در روزگار بعدی

سیأتی علیکم من بعی زمان لیس فیه شی ء أخفی من الحق، و لا أظهر من الباطل.. و لا فی البلاد شی ء أنکر من المعروف، و لا أعرف من المنکر! پس از من روزگاری بر شما فرا خواهد رسید که در آن زمان چیزی پنهان تر از حق و چیزی آشکارتر از باطل نیست... و در شهرها چیزی ناپسندتر از کار نیک و پسندیده تر از کار زشت وجود ندارد. (337)

341. عظمت محبت علی علیه السلام

لو أحبنی جبل لتهافت..
اگر کوهی مرا دوست بدارد درهم فرو ریزد. (338)