نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

333. مداوای مردم

أرید أن أداوی بکم أنتم دائی، کناقش الشو کة بالشوکة، و هو یعلم أن ضلعها معها! اللهم قد ملت أطباء هذا (الداء) الدوی، و کلت النزعة بأشطان الرکی!
شگفتا می خواهم با شما که درد من هستید جامعه را مداوا کنم، کار من مانند کار کسی است که می خواهد خار را با خار بیرون آورد، با این که می داند کجی خار همراه خار است. بار خدایا! پزشکان این درد عمیق و جانسوز خسته شده اند و بازوی توانای مردانی که آب همت از چاه وجود این مرد کشیده اند، ناتوان گردیده است. (330)

334. راسخ در عمل

و الله لو تظاهرت العرب علی قتالی لما ولیت عنها
سوگند به خدا، اگر تمم عرب بر قتال با من پشت یکدیگر دهند، من به آن ها
پشت نکنم. (یعنی از جنگیدن با آن ها بیمی ندارم) (331)

335. روزگار حضرت علی علیه السلام

مالی أراکم أشباحاً بلا أرواح؟و أرواحاً بلا أشباج، و نسا کا بلا صلاح، و تجارا بلا أرباح، و أیقاظا نوما، و شهودا غیبا، و ناظرة عمیاء
چه شده است که شما را همچون بدن های بی جان و جان های بی بدن و عابدان ناپرهیزگار و بازرگان بی سود و بی بهره و بیداران خفته و حاضران غایب و چشمداران نابینا، می بینم. (332)