نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

329. رد ستایش ستایشگران

قد کرهت أن یکون جال فی ظنکم أنی أحب الاطراء و استماع الثناء و لست - بحمد الله - کذلک
خوش ندارم که حتی در ذهن شما خطور کند که من مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن آن لذت می برم، و بحمد الله چنین نیستم. (326)

330. من اینگونه ام!

أنی لمن قوم لا تأخذهم فی الله لومة لائم، سیماهم سیما الصدیقین، و کلامهم کلام الابرار.... لا یستکبرون و لا یعلون، و لا یغلون و لا یفسدون
من از آن مردمی هستم که سرزنش هیچ سرزنش گری آنان را از راه خدا باز نمی دارد. سیمایشان سیمای راستان است و گفتارشان گفتار نیکان... نه گردن فرازی می کنند، نه برتری می جویند، نه کینه در دل می پرورند و نه فساد می انگیزند. (327)

331. رفتار با حاکم حقیقی

لا تکلمونی بما تکلم به الجبابرة، و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند أهل البادرة و لا تخالطونی بالمصانعةُ
با من آن گونه که با جباران سخن گفته می شود سخن مگویید و چنان که از حاکمان بد خشم پرهیز می شود از من نپرهیزید و با ظاهر سازی و ریا کارانه با من رفتار نکنید. (328)