نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

300. حقارت دنیا در نظر پیامبر

یکون الستر علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول: یا فلانة - لا حدی أزواجه - غیبیه عنی فأنی اذا نظرت ألیه ذکرت الدنیا و زخارفها فاعرض عن الدنیا بقلبه، و أمات ذکرها من نفسه، و أحب أن تغیب زینتها عن عینه
(پیامبر) گاهی می دید پرده ای صورتگری و نقاشی شده از در خانه اش آویخته است به زنش می فرمود: آن پرده را از جلوی چشم دور کن؛ زیرا وقتی که بر آن می نگرم، دنیا و زر و زیورهایش را به یاد می آورم. او از ته دل از دنیا اعراض می نمود و یاد آن را از نفسش می راند. لذا دوست داشت که زینت دنیا را از دیدگانش دور بدارد. (297)

301. لطف خداوند در فرستادن پیامبر

لم یخل الله سبحانه خلقه من نبی مرسل، أوکتاب منزل، أو حجة لازمة، أو محجُة قائمة؛ رسل لا تقصر بهم قلةُ عددهم، و لا کثرة المکذبین لهم: من سابق سمی له من بعده، أو غابر عرفه من قبله
خدای سبحان مخلوقات خود را از وجود پیغمبری که از سوی او فرستاده شده یا کتابی که از آسمان فرود آمده یا دلیل استواری که هر کس را ملزم به پذیرفتن می کند، یا راهی واضح و ثابت، خالی نگذاشت. پیغمبرانی که کمی تعداد ایشان و کثرت مخالفانشان باعث نشد که در ادای وظیفه رسالت، کوتاهی ورزند، از جمله این پیامبران کسی بوده (یا کسانی بوده اند)
که نام پیامبری بعدی برای او (از سوی خدا) ذکر شده بود، یا کسی که بعداً آمده، اما پیامبر قبلی وی را معرفی کرده بوده است. (298)

302. تمام شدن حجت خدا با پیامبر (ص)

لم یخلهم بعد أن قبضه، مما یؤکد علیهم حجة ربوبیتة، و یصل بینهم و بنی معرفته، بل تعاهدهم بالحجج علی ألسن الخیرة من أنبیائه، و متحملی و دائع رسالاته، قرنا فقرنا؛ حتی تمت بنبینا محمد صلی الله علیه و آله حجته
پس از درگذشت آدم علیه السلام خداوند مردم را از اموری که دلیل پروردگاری او را برایشان مؤکد و استوار سازد و در میان آنان و شناخت خود پیوستگی برقرار نماید خالی و بی نصیب نگذاشت، بلکه با دلیل هایی که بر زبان پیامبران برگزیده و حاملان امانت های و برای بندگانش جاری می شد، با مردمان پیمان بست، نسلی پس از نسلی می آمد و زمان سپری می شد تا این که حجت و دلیل خدا بر بندگانش با وجود پیامبر ما محمد صلی الله علیه و آله کامل و تمام گردید. (299)