نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

296. رمز ارسال رسولان

سبحانک خالقاً و معبوداً! بحسن بلائک عند خلقک خلقت دارا، وجعلت فیها مأدبة: مشربا و مطعما و أزواجا و خدماً، و قصوراً و أنهاراً، و زروعاً و ثماراً، ثم أرسلت داعیا یدعوالیها فلا الداعی أجابوا، و لا فیما رغبت رغبوا، ولا .لی ما شوقت ألیه اشتاقوا. أقبلوا علی جیفه قد افتضحوا بأکلها، و اصطلحوا علی حبها
ای خدا! که خالق و معبود همه موجودات هستی، تو را برای آزمایش نیکویی که نسبت به مخلوقاتت دارد می ستایم. تو سرایی را آفریدی (مقصود بهشت است) و انواع هر چیزی که برای میهمانی تهیه می شود از نوشیدنی و خوردنی و همسران و خدمتکاران و کاخ خا و نهرها و محصولات زمینی و میوه های درختی در آن قرار دادی. آن گاه کسی را فرستادی تا مردم را به برخورداری از آن نعمت ها دعوت کنند مقصود پیامبران است، لیکن آن ها نه این دعوت را پذیرفتند و نه به آنچه تو ایشان را به آن ترغیب فرمودی رغبتی نشان دادند و نه به چیزی که به آن تشویقشان کردی اشتیاقی نشان دادند، به لاشه دنیا رو آوردند و با خوردن آن خویشتن را رسوا ساختند و در دوستی ان با یکدیگر هماهنگ شدند. (293)

297. نزدیک ترین مردم به پیامبران

أن أولی الناس بالانبیاء أعلمهم بما جاؤوا به، ثم تلا: (أن أولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه وهذا النبی و الذین آمنوا) ثم قال: أن ولی محمد من أطاع الله و أن بعدت لحمته، و أن عدو محمد من عصی الله و أن قربت قرابته!
قطعاً شایسته ترین مردم به پیامبران، داناترین آنان به چیزی است که پیامبران آورده اند. سپس آن حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود: (قطعی است که شایسته ترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی می کند و این پیامبر و کسانی که ایمان آورده اند) سپس فرمود: دوست محمد صلی الله علیه و آله کسی است که خدا را اطاعت کند، اگر چه ارتباط گوشتی (خویشاوندی) با آن حضرت نداشته باشد و دشمن محمد صلی الله علیه و آله کسی است که خدا را معصیت کند، اگر چه خویشاوندی نزدیک داشته باشد. (294)

298. داستان موسی و فرعون

لقد دخل موسی بن عمران و معه أخوه هارون علیه السلام علی فرعون، و علیها مدارع الصوف، و بأیدیهما العصی، فشرطاله - أن أسلم - بقاء ملکه، و دوام عزه، فقال: (الا تعجبون من هذین یشرطان لی دوام العز، و بقاء الملک، و هما بما ترون من حال الفقر و الذل، فهلا ألقی علیهما أساورة من ذهب؟) أعظاماً للذهب و جمعه، و احتقاراً للصوف و لبسه!
حضرت موسی بن عمران علیه السلام با برادرش هارون وارد شدند در حالی که لباسی از پشم داشتند و عصایی به دست. آن دو بزرگوار علیه السلام به فرعون شرط کردن که اگر اسلام را بپذیرد، ملکی که در اختیار دارد برای او باقی بماند و عزتش پایدار. فرعون مستکبر (به قوم خود) چنین گفت: آیا تعجب نمی کنید از این که این دو نفر با حال فقر و ذلتی که دارند برای من شرطی پیشنهاد می کنند که اگر آن را پذیرفتم (اسلام را قبول کردم) عزتم پایدار و ملکم باقی بماند؟آیا برای ادعای چنین مقامی شایسته نبود که دستبندهای طلا بر دست داشتند؟این سخن باطل فرعون ناشی از آن بوده است. (295)