نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

299. دو گروه رسول

بعث ألی الجن و الانس رسله، لیکشفوا لهم عن غطائها و لیحذر و هم من ضرائها، و لیضربوا لهم أمثالها، و لیبصروهم عیوبها، و لیهجموا علیهم بمعتبر من تصرف مصاحها و أسقامها و حلالها و حرامها و ما أعد الله للمطیعین منهم و العصاة من جنة و نار، و کرامة و هوان
رسولان خود را به دو گروه جن و انس فرستاد تا پرده های ظلمانی دنیا را از جلو چشمان آنان بردارند و از آسیب های دنیا بر حذرشان بدارند و از دنیا مثل ها برای آنان بیان کنند و بر عیوب آن، بینایشان سازند و به آن مردم ملاک ها و اصول معتبر را در موقع رویارویی و تصرف در تندرسیتی ها و بیماری های دنیا و حلال و حرام آن بفهمانند و به آنان بفهمانند که خداوند چه پاداشی برای مردم مطیع و چه مجازاتی برای مردم گنهکار از بهشت و دوزخ و کرامت و اهانت آماده فرموده است. (286)

290. راهنمایان شبهات

ما برح لله - عزت آلاوة - فی الرهة، و فی البرهة، و فی أزمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم، و کلمهم فی ذات عقولهم، فاستصبحوا بنور یقظة فی الابصار و الاسماع و آلافئده، یذکرون بأیام الله، و یخوفون مقامه، بمنزلة الادلة فی الفلوات. من أخذ القصد حمدوا ألیه طریقه، و بشروه بالنجاة، و من أخذ یمینا و شمالا ذموا ألیه الطریق و حذروه من الهلکة، و کانوا کذلک مصابیح تلک الظلمات، و ادله تلک الشبهات
برای خداوند متعال که عزیز است نعمت های او زمانی بعد از مانی و در مدت های متناوب، بندگانی است که خداوند در اندیشه ها آنان رازها می گوید، و در عقول و دل های آنان سخن می گوید. آن رهروان کوی حق با نور بیداری در چشم ها و گوش ها و دل هایشان کسب روشنایی نمودند، مردم را به روزهای خداوندی یادآور می شوند و آنان را از مقام ربوبی بیمناک می سازند، آنان راه یافتگان به منزله راهنمایان در بیابان ها هستند. هر کسی که راه راست را انتخاب کند او را برای گزینش مزبور سپاس گویند و از افتادن در هلاکت برحذرش دارند و بدین سان چراغ هایی در آن تاریکی ها بودند و راهنمایانی در آن مشکلات. (287)

291. سر برانگیختن حضرت محمد (ص)

بعثت فیهم رسله، و واتر ألیهم أنبیاءه لیستادو هم میثاق فطرته ویذکروهم منسی نعمته، و یحتجوا علیهم بالتبلیغ، و یثیروا لهم دفائن العقول و یروهم آیات المقدورة
خداوند فرستادگان خود را در میان خلق فرستاد و پیامبرانش را پی در پی (یا با فاصله) به سوی آنها، مبعوث گردانید تا از ایشان بخواهند پیمانی را که در سرشت و فطرتشان نهاده بود ادا نمایند و نعمت الهی را که به فراموشی سپرده شده بود به یادشان آورند و با تبلیغ فرمان های خداوندی حجت را بر آن ها تمام کنند و عقلی که موجب معرفت حق است و در وجودشان نهان گردیده بود در ایشان برانگیزند و نشانه های قدرت الهی را که با دست تقدیر به وجود آمده به ایشان نشان دهند. (288)