نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

270. پیامبر، نوری در تاریکی جهل و نادانی

و لقد قرن الله به صلی الله علیه و آله من لدن أن کان فطیماً أعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم، و محاسن أخلاق العالم لیله و نهاره و لقد کنت أتبعه اتباع الفصیل أثر أمه، یرفع لی فی کل یوم من أخلاقه علما، و یأمرنی بالاقتداء به. و لقد کان یجاور فی کل یوم من أخلاقه علما، و یامرنی بالاقتداء به. و لقد کان یجاور فی کل سنته بحراء فأراه، و لا یراه غیری. و لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله صلی الله علیه و آله - و خدیجةُ و أنا ثالثهما. أری نور الوحی و الرسالُة، و أشم ریح النبوة.
و لقد سمعت رنه الشیطان حین نزل الوحی علیه صلی الله علیه و آله فقلت: یا رسول الله ما هذه الرنة؟فقال هذا الشیطان قد أیس من عبادته. أنک تسمع ما أسمع، وتری ما أری، ألا أنک لست بنبی، و لکنک لوزیر، و أنک لعلی خیر.
و لقد کنت معه صلی الله علیه و آله لما أتاه الملا من قریش، فقالوا له؛ یا محمد أنک قد ادعیت عظیما لم یدعه أباوک و لا أحد من بیتک، و نحن نسالک امرا ان انت اجبتان الیه و اریتناه، علمنا أنک نبی و رسول، و أن لم تفعل علمنا انک ساحر کذاب، فقال صلی الله علیه و آله: و ما تسألون؟قالوا: تدعو لنا هذه الشجرة حتی تنقلع بعروقها و تقف بین یدیک فقال صلی الله علیه و آله: أن الله علی کل شی ء قدیر، فان فعل الله لکم ذلک، أتؤمنون و تشهدون بالحق؟قالوا: نعم قال: فانی سأریکم ما تطلبون، و أنی لاعمل أنکم لا تفیئون الی خیر، و أن فیکم من یطرح فی القلیب، و من یحزب الاحزاب. ثم قال صلی الله علیه و آله: یا أیتها الشجرة أن کنت تؤمنین بالله و الیوم الاخر، و تعلمین أنی رسول الله، فانقلعی بعروقک حتی تقفی بین یدی باذن الله. فوالذی بعثه بالحق لانقلعت بعروقک حتی تقفی بین یدی باذن الله. فوالذی بعثه بالحق لانقلعت بعروقها، و جاءت و لها دوی شدید. و قصف کقصف أجنحة الطیر؛ حتی وقفت بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله مرفرفُة، و ألقت بغصنها الاعلی علی رسول الله صلی الله علیه و آله و ببعض أغصانها علی منکبی، و کنت عن یمینه صلی الله علیه و آله، فلما نظر القوم الی ذلک قالوا - علوا و استکبارا -: فمرها فلیاتک نصفها و یبقی نصفها، فأمرها بذلک، فأقبل الیه نصفها کأعجب اقبال و أشده دویا، فکادت تلتف برسول الله صلی الله علیه و آله، فقالوا - کفراً و عتواً -: فمر هذا النصف فلیرجع ألی نصفه کماکان، فأمره صلی الله علیه و آله فرجع؛ فقلت أنا: لا اله الا الله انی أول مؤمن بک یا رسول الله، و أول من أقربأن الشجرة فعلت ما فعلت بأمر الله تعالی تصدیقاً بنبوتک، و اجلا لا لکمتک. فقال القوم کلهم. بل ساحر کذاب، عجیب السحر خفیف فیه، و هل یصدقک فی أمرک الامثل هذا! یعنوننی و أنی لمن قوم لا تأخذهم فی الله لومة لائم، سیماهم سیما الصدیقین، و کلامهم کلام الابرار، عمار اللیل و منار النهار، متمسکون بحبل القرآن. یحیون سنن الله و سنن رسوله. لا یستکبرون و لا یعلون، و لا یغلون و لا یفسدون. قلوبهم فی الجنان و اجسادهم فی العمل
خداوند متعال آن وجود نازنین را از موقعی که از شیر باز شد، شب و روز با یکی از بزرگ ترین فرشتگان همراه فرمود که آن حضرت را در مسیر اکتساب صفات و اتصاف به بهترین اخلاق دنیا قرار دهد. و در هر سال در کوه حرا مجاور می گشت من او را می دیدم و کسی جز من او را نمی دید. در آن روز اسلام و مسلمین در هیچ خانه ای نبود غیر از خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و خدیجه و من سومین آنان بودم نور وحی و رسالت را می دیدم و عطر پیامبری را استشمام می کردم. من ناله شیطان را در آن هنگام که وحی به آن نازل شد، شنیدم عرض کردم: یا رسول الله! چیست این ناله؟
فرمود: ناله شیطان است که به جهت ناامیدی از این که عبادت شود سرداده است، تو می شنوی آنچه را که من می شنوم و می بینی آنچه را من می بینم، ولی تو پیامبر نیستی، بلکه تو وزیر من هستی و تو در مسیر خیر قرار گرفته ای، و من با آن حضرت صلی الله علیه و آله بودم در آن موقع که قریش نزد آن حضرت آمدند و به او گفتند: ای محمد! تو ادعای بزرگی به راه انداخته ای، چنان ادعایی که پدران و دیگر دودمانت مطرح نکردند، ما چیزی از تو مسألت می کنیم و اگر به ما پاسخ دادی و آن را به ما ارائه نمودی می فهمیم که تو قطعاً ساحر و دروغ گویی.
آن حضرت فرمود: سوال شما چیست؟
آنان گفتند: بخوان این درخت را تا از ریشه هایش کنده شود (و مجموع اجزایش) بیاید و در مقابل بایستند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند بر همه چیز تواناست، آیا اگر خداوند این کار را برای شما کرد ایمان می آورید و به حق شهادت می دهید؟
آن حضرت فرمود: من به زودی آنچه را می خواهید به شما نشان می دهم، در حالی که می دانم شما به سوی خیر باز نخواهید گشت! در میان شما کسی است که در چاه انداخته می شود و کسی است که احزاب تشکیل می دهد.
سپس آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ای درخت! به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی که من رسول خدا هستم، با ریشه هایت از زمین درآی و با اذن خداوندی در برابر من بایست!
سوگند به آن خدایی که او را بر حق برانگیخته است. آن درخت با ریشه هایش از جای کنده شد و به طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله گسترد و بعضی از شاخه هایش را هم روی شانه من انداخت و من در آن حال در طرف راست آن حضرت ایستاده بودم.
هنگامی که قوم قریش این معجزه دیدند از روی خود بزرگ بینی و تکبر، چنین گفتند: امر کن نیمی از این درخت بیاید و نیم دیگر بماند!
حضرت به این خواسته آنان عمل کرد و به درخت امر فرمود، نیمی از آن درخت به طور شگفت انگیزتری از حالت اول و با صدایی شدیدتر به طرف پیامبر روی آورد و نزدیک بود به پیامبر خدا بپیچد، بار دیگر آن مردم از روی کفر و گردنکشی گفتند: دستور بده این نیمه درخت برگردد به آن نیمه اش (تا به صورت اولیه اش برگردد)!
رسول خدا صلی الله علیه و آله امر فرمود نیمه درخت بر روی همان نیمه اول برگشت.
من گفتم: (لا اله الا الله) نیست خدایی مگر الله) من اولین مؤمن به تو هستم و من اولین کس هستم که اقرار کرد به این که آنچه را که درخت امروز انجام داد به امر خداوند تعالی و برای تصدیق نبوت و تجلیل و تعظیم سخن تو بود. در این هنگام همه آن قوم گفتند: این شخص پیامبر نیست بلکه ساحری است دروغگو که سحرش شگفت انگیز است و در این کار سبک دست تردست. و آیا کسی جز این شخصی (مقصودشان من (علی بن الی طالب) بودم وجود دارد که این ادعا و کار تو را تصدیق کند؟و قطعی است من از قومی هستم که سرزنش کننده ای آنان را در راه خدا از کار باز نمی دارد. چهره آنان چهره با عظمت ترین راستگویان است و سخن نیکوکاران شب بیدار و هدایت گران روز.
آنان هستند تمسک کنندگان به قرآن، که سنت های خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله را احیاء می کنند، نه تکبر می ورزند و نه بلندگرایان اند و نه مردم را به زنجیر می کشند و نه فساد در روی زمین به راه می اندازند، دل های آنان در بهشت است و بدن های آنان در کار و کوشش. (267)

271. نوری در تاریکی

أضاءت به البلاد بعد الضلالة المظلمة، و الجهالة الغالبة، و الجفوُة الجافیة، و الناس یستحلون الحریم، و یستذلون الحکیم؛ یحیون علی فترة، و یموتون علی کفرة!
جوامع بشری بعد از گمراهی تاریک و جهالتی که بر همه غالب بود و خشونتی بسیار سخت، به وسیله او (پیامبر) روشن گشت. در آن هنگام مردم محرمات را حلال می شمردند و انسان حکیم را پست و خوار می نمودند، در دورانی بی خبر از علم و معرفت و دور از دین و فرهنگ زندگی می کردند و بر کفر و تباهی می مردند. (268)

272. مبعوث شدن پیامبر

بعث الله سبحانه محمداً رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم... مأخوذاً علی النبین میثاقه، مشهورة سماته
خداوند سبحان محمد رسول الله صلی الله علیه و آله برای انجام و عده خویش و اتمام اصل نبوت مبعوث نمود پیامبری با علامات مشهور. (269)